تبليغاتX
قلم
مستی 88/09/22 15:44

مستم

امروزه عده ای زهرماری خورده مستند

عده ای هم مثل ما نخورده مستند  

يادم رفته الستی

دیگر کسی از الست حرفی نمی زند

شیخ ما بالای منبر از مرید و مرادی حرف می زند

اصلا ولش کن راحت بگم گمشده ایم

کعبه که یک نشان بود بت شد

خدا، خانه دار شد

مرسلش می گفت او همه جا هست

شیخ ما برای او جا و جایگاه و نایب و وکیل و صاحب تعریف کرد

شیخ هرگاه مرا می بیند می گوید تو آدم نمی شوی ولی من آدمت می کنم

شیخ می گوید تو روشن فکر شدی ؟ اصلا به تو چه ، دین چی و خدا چه گفته ؟

راست میگه او دین خورد و از سیری زیاد قی کرد

ما دین خوردیم و خون گریه کردیم

او چاق شد و رنگ من پرید

دین به او ساخته

باز ما گم شدیم

جاده تاریک است

شیخ و محتسب و مست قابل تشخیص نیست

اصلا همه تقصیرها به گردن پروین است

او اول محتسب را بی آبرو کرد

ولی حال زندانش مال من است

قاضی می گوید : ضعیفه یه حرفی زده بود تو چرا چاپش کردی ؟

شهره عالم شدم از بس . . . مرا بعنوان فریب خورده نشان داد

اما من می گویم راه گم کرده ایم

شیخ می گوید خفه، من آدمت می کنم

راستی این پدرمان چه میراثی برایمان گذاشته که همه مدعی آنند جز ما ؟!

نوشته شده توسط عین الهی  | لینک ثابت |

نفی خشونت 88/08/24 15:57
 سالهای سال است که روحانیان و تریبون داران جامعه ما هر وقت می خواهند برتری دین اسلام را بر مسیحیت بازگو کنند عنوان می کنند که در کتاب انجیل امده است اگر بر گونه راست شما کسی سیلی زد گونه چپت را برگردان تا سیلی دیگری زند و اسلام این را نفی می کند . در این هنگام ذهن ها سریعا به سراغ ظلم پذیری و ذلت می رود .

انها مدعی اند ا اسلام می گوید اگر کسی سیلی به تو زد تو نیز قصاص کن تا در جامعه ظالم بر ظلم خود جری نشود .

اما راستی در مسیحیت پذیرش ظلم تبلیغ شده است با انکه من مقداری از انجیل را خوانده ام به مطلب مورد اشاره برنخورده ام اما با صراحت می گویم این مطلب حتما در انجیل امده است و درست است هرکس ان را نفی کند و بران خرده گیرد درک درستی از ان مطلب ندارد چون در زمانی که در جامعه خشونت شروع به جوانه زدن می کند مقابله با ان فقط محیط را اماده رشد و شکوفای خشونت می کند ولی وقتی که کسی مقابل شما می خواهد خشونت ورزی کند انفال شما را ببیند و و شما با داشتن قدرت نشان دهید که ا نمی خواهید در مقابل اشتباه او نفرت را دامن بزنید دیر یا زود تسلیم شما خواهد شد . و برای مقابله با شما به راه دیگری رو خواهد اورد .

البته بحث درون اجتماعی است اگر به جامعه حمله خشونت امیز بشود بحث دیگری دارد و جامعه برای بقای خود مقابله خواهد کرد ولی در درون اجتماع وقتی هم کیشان و یا براردان به روی هم شمشیر بکشند بحث نفی خشونت مطرح می شود و ما شاهد هستیم هیچ امام معصومی در جامعه اسلامی قیام نکرد و تشویق به قیام هم ننمود الا امام حسین ،بر اساس پیمان امام حسن بعد از معاویه مردم باید حاکم را انتخاب می کردند وقتی به امام نامه بیعت امد او اقدام به تشکیل اولیه حکومت کرد بعد هم که دید مردم عقب نشستند می خواست مصالح کند که گروه خشونت طلب ان را به فاجعه تبدیل کردند .

از بحث خارج نشویم پاسخ من در تایید سفارش انجیل چه خواهد بود .

باید پاسخ دهم که انجیل سفارت بسیار لطیفی کرده است  عدم خشونت در مقابل نواخت شدن دو  سیلی به صورت شما ، اما قران از زبان حضرت هابیل می گوید اگر تو مرا بخواهی بکشی من دست بخون تو الوده نمی کنم .

سوره المائده ایه ۲۸

لَئِن بَسَطتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي مَا أَنَاْ بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لَأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخَافُ اللّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ (اگر دست‏خود را به سوى من دراز كنى تا مرا بكشى من دستم را به سوى تو دراز نمى‏كنم تا تو را بكشم چرا كه من از خداوند پروردگار جهانيان مى‏ترسم )

در مقابل تعدی و دامن زدن به برادر کشی  باید مقاومت کرد و رو به خشونت و پذیرش ان نباید اورد این توصیه صریح و قاطع قران است .

وقتی برادری در مسائل فی ما بین از سر خود پسند و خود باوری و نفی دیگری اقدام به خشونت کند قران بانگ بر می اورد دست هایتان در بر گردنتان اویزان کنید و برادرتان را نکشید حتی اگر او انقدر نادانی کند و شما را بکشد .

حال شما می پذیرید که انجیل ان توصیه را کرده باشد وقتی برادری شما از سر خود خواهی و خود مطلق بینی سیلی به شما زد شما صورت چپتان را پیش برید تا او با سیلی دیگر خشم خود را بخواباند و دست به کار دیگری نزند البته او با سیلی دوم در درون خود فرو می ریزد و بهتر از هرکس دیگر می داند شما قدرت دارید ولی از سر اگاهی تسلیم شده اید تا برادر کشی براه نیفتد .

انها که دم از اسلام فهمی می کردند و مسیحیت را دین دست خورده می دانستند اما از ایه ای به این روشنی غافل بودن باید به ان نکته توجه کنند که ادیان ریشه واحد دارند و اگر حرفی از دینی را نفهمیدن دادو بی داد نکنند بلکه تفکر کنند که چرا باید دین یا خدا این توصیه را کرده باشد  و علتش چسیت ؟

حال باین کشف  دو نگاه داریم خشونت درون گروهی که بی نهایت بد است حتی به قیمت کشته شدن نباید اتش ان را شعله ور کرد و برادر کشی راه انداخت و یک خشونت تحمیلی از بیرون جامعه داریم که باید نهایت تلاش را کرد که دوستی برقرار شود و اگر نشد صلح و اگر دشمن نادانی کرد بر خواسته نامشروعش اصرار کرد باید جنگید این یعنی تفسیر پرچم ایران مطمئنا در جنگ نیز باید اخلاق را رعایت کرد که شما می توانید در جنگ تحمیلی جلوه های از ان را ببینید .

حال می ماند اختلافات داخلی که در ان هیچ کس حق ندارد دست به خشونت بزند ان کس که زودتر به سمت خشونت برود به سیاق تاریخ قابیلی است و تکلیفش روشن است . اما هابیلیان نباید حتی به قیمت جانشان به سمت خشونت بروند .

 

نوشته شده توسط عین الهی  | لینک ثابت |

انحراف 88/08/09 16:36
بسیار می اندیشم از کجا کار ما به اینجا رسید که حکومت با مردم چنان رفتار کند که هیچ کس نتواند از ان دفاع کند .

انچه برای من مهم است درک شرایط فعلی انقلابی است .

انقلابی که با هزاران خون دل و هزاران شهید سرافراز پا به عرصه وجود گذاشت و امید بود که عطر افشانی ان جان هر جوینده حقیقت را صفا خواهد داد ولی در میانه راه کمیت ما لنگ شد حتی کسانی که سکاندار ان هستند از روند راضی نیستند و لب به انتقاد می گشایند .

شاید در اویل انقلاب روح مارکسیستی که تنها تجربه زمانه ما بود باعث شد ما بجای اقتدا به حضرت رسول به انقلاب روسیه و چین که به زمان ما نزدیک بود اقتدا کنیم و در پی مصادره اموال وانقلاب فرهنگی باشیم که حاصلی نداشت بلکه باعث شد روح وارستگی و انقلابی ما اسیب ببیند .

چون مالهای که به سختی و با کوشش بدست امده بود به ناحق تصرف شد و از طرفی رفتارهای هیجانی که عده ای ان را فریاد  می زدند  که کمتر به ان متخلق بودن باعث رفتن ابرو و جان عده ای بی گناه شد .

می توان این واقیعیت را با مقایسه  ورود حضرت رسول به مدینه و مکه با نحوه رفتار ما با مردم  مشاهد کرد . در ان ورود از مصادره اموال با وجود اینکه کفار قریش در تبعید مسلمانان به اموال انها دست درازی کرده بودند خبری نبود و با وجود تازه بودن دین اسلام خبری از انقلاب فرهنگی هم نبود بلکه به سنت های خوب جامعه ارج گذاشته شد و بدها را هم ارام ارام از جامعه دور کردند.

این روح انقلابی ماکسیستی اجازه می داد که مردم را به ضرب و زور به سمت انقلاب فرابخوانیم و هرکس با اندیشه های ما مخالفتی کند ضد انقلاب است باید حذف شود انهم با اعدام انقلابی و به شدیترین وجه تا درس عربتی شود برای دیگران سازمان مجاهدین خلق که منتشر کننده و حامی انقلاب مسلحانه بود البته با گروه فرقان متحجر کم فهم از دین در اول با همکاری با نهادهای انقلابی زهر خود را به این نهادها تزریق کردند.سازمان مجاهدین خلق  حتی در دادگاه ها و زندانها انواع شکنجه ها و انواع شکستن ادمها که در مقابل شکنجه مقاومت می کردند را به دیگران اموزش داد  .

گروه فرقان در مواجه با فهم متین از انقلاب زود کم اورد و دست به اسلحه برد و دومی  وقتی که دید در حکومت سهمی ندارد دست به ادب کردن مردم و مسوولان زدند ان هم با ترور، انقلاب تازه پیروز هم به مقابله رفت غافل از این که در این راه هم به دام این سازمان منحرف افتاده است و در امر مجازات از حد قانون تجاوز کرد و این فرا قانونی در سکوت به فرهنگ زندانها تبدیل شد و مخالف ان نیز به همراهی با این گروه منحرف متهم می شود در حالی که انحراف انها چیزی بود و زیاد روی در مجازات  بحث دیگری بود .

هر چند با درایت امام بسیاری از تنیده های انها در پای انقلاب باز شد ولی رگهای از ان ماند تا  رسیدیم به عدم تفاهم ملت و دولت در یک مسئله قابل حل،  ان اموزه های  مارکسیستی تحت عنوان دفاع از ارزشهای انقلاب به میدان امد تا مردم را سرجایشان بنشاند و ارزشها را مستحکم نماید غافل از این که با ضرب وزور نمی توان خدا را حاکم کرد جوجه ادمها برای خدا که اگر می خواست همه را به یک چشم بهم زدنی عابد و زاهد می کرد غیرتمند شده بودند .

ان کردند که مسوولان باید حی از ان تبری بجویند و چون فضایی منطقی بر عملکرد مجریان حاکم نیست این تبری هم سودی برای ارام کردن جامعه ندارد

چند مدتی است از بعضی مدعیان دین ندای نصر بالرعب بگوش می رسد و من از این ادمها که عمری است در مدعی دین و اهل دین استحوان خورد کرده اند در تعجبم که چطور امری را تبلیغ می کنند که علی بن ابو طالب در نهج البلاغه در کلام ۱۲۶ ان را رد کرد و قسم می خورد که چنین نخواهد کرد ولی الان عده ای این امر را دینی تبلیغ می کنند بشنوید صدای بلند مولایم را که فریاد می زند

(أَ تَأْمُرُونِّي أَنْ أَطْلُبَ اَلنَّصْرَ بِالْجَوْرِ فِيمَنْ وُلِّيتُ عَلَيْهِ وَ اَللَّهِ لاَ أَطُورُ بِهِ مَا سَمَرَ سَمِيرٌ وَ مَا أَمَّ نَجْمٌ فِي اَلسَّمَاءِ نَجْماً ) آيا مرا فرمان مى‏دهيد به پيروزى  با ستم كردن بر كسى كه زمامدار او شده‏ام ؟ به خدا سوگند ، چنين نكنم تا شب و روز از پى هم مى‏آيند و در آسمان ستاره‏اى از پس ستاره ديگر طلوع مى‏كند.

امروز برخلاف علی در جامعه ایران که کشور علی خوانده می شود صداهای ناهنجاری بگوش می رسد عده ای بجای نشستن و با منطق و سخن لین دل هم را بدست اوردن و از کسانی که به انها ظلمی شده است دلجویی کردن فریاد مرگ بر منافق می زنند که این صدای انکر الصوات بیانگر انحراف بیشتر در جامعه است انها چطور می فهمند که برادر دینی شان منافق است چیز که پیامبر به کسی که حتی ایه نازل شد نسبت نداد و با انها مدارا کرد کسانی که حرف علی را به این روشنی نمی فهمند از کجا جام جهان بین بدست اورده اند و از رسول خدا پیشی گرفته اند به این و ان انگ می زنند .

مبارزه با این انحراف چند چیز لازم دارد ۱- فهم دین انهم از دریچه اهل بیت نه از کسانی که وقتی اعصبانی می شوند نمی دانند چه می گویند .

۲- صبر که از ویژگیهای اهل حق است ۳- تعهد به عدالت اگر ما حکومت اسلامی بپا کنیم ولی در سایه ان ظلمی حتی در حد عصا خوزدن به شکم یک عابر ،باید برگریدم به سنت رسول خدا حلالیت بطلبیم والا ان حکومت اخرش به ناکجا اباد می رود و از ان حجاج بن یوسف در می اید .

۴- زمینی فکر کردن یعنی بجای خدا ننشینیم بلکه بعنوان بنده او البته اگر ویژگیهای بنده را داشته باشیم و تلاش کنیم در جامعه اسلامی با برادرانمان به احسان رفتار کنیم و اگر هم قانون را خواستیم اجرا کنیم ملاکمان عدالت باشد نه انتقام گرفتن .

۵-  ۳۰ سال که هیچ اگر ۱۰۰ سال هم رفته باشیم اگر اشتباهی در کارمان است باید برگردیم و ان را اصلاح کنیم چون ما مکلف به وظیفه هستیم نه حفظ نظام و غیر نظام فردای قیامت از ما وظایفمان را خواهند خواست از سرانجام حکومت جمهوری اسلامی سوال نخواهد کرد .

 

 

  

نوشته شده توسط عین الهی  | لینک ثابت |